"هادی" اگر تویی ، که کسی گم نمی شود... - تاریخ: 1399/1/13 ساعت: 23:06
امشب دل مهدی صاحب زمان از فراغ جانسوز جدش آکنده از غم استجدی که غریب سامرا نام گرفتهادی دلم... امام عزیزم جان و جوانیم فدایتان
جشن ولادت حضرت زینب (س) - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 17:31
امروز راضی ام از خودم... صد البته که خانم زینب نظر کردنولی خوشحالم پس از سالها بازم اجرا کردم، صدای من، لحن من، فن سخنوری که خدا بهم داده ان شاء الله که بتونم ازش خوب استفاده کنم
بازهم - تاریخ: 1398/11/30 ساعت: 17:31
نمیدونم چند ساعته پشت در اتاق عمل منتظرم تا خواهرم دربیادانتظار چقدر بدهزود خوب شو جان خواهر
چرا آخه؟ - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
گوشی همسرم رو دزدیدخوشحالم که همیشه به توصیه ی همسرم گوش کردم و عکس بی حجاب با گوشی نگرفتماما بازم معلوم نیست اون گوشی دست کیا بچرخه و عکسامونم که توشهخدایا خودت آبرومون رو بخر
یا سیدی یا امام رضا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
امام رئوفم... امام عطوفم...امام عشقم... جانم... جان جهان به قربانتانخیلی دلم تنگه حرمته آقا جان سه سال منتظرم جوابمو بده آقاجان دستم رو بگیر ان شاءالله که توفیق داشته باشه سال بعد روز میلاد نذرمو ادا کنمچشمم به دست کرمته آقا جانم * اللهم عجل لولیک الفرج و عافیه والنصر
خداروشکر که امام حسین داریم... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
کمکم کن ارباب، یا اباعبداللهآقا جانم من کمترین رو ببین... کمکم کن نذار این مشکل عود پیدا کنه خودت که میدونی چقدر منتظرش بودم، تورو قسم به گلوی بریده ی علی اصغر آقا جانم من کمترین رو ببین
چله گرفته ام که گنه کم کنم حسین... از امشبی به بعد به عشق محرمت - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
روزها میرود و فاصله ها کم بشودچهل روز دگر مانده محرم بشودفقط خدا میدونه چقدر منتظر هلال ماه محرم هستم آقا جان فقط به عشق خودت... دستمو گرفتی رهایم نکن
یار سیه موی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
همین الان متوجه شدم چقدر موهای سفیدم زیاده! من فقط جلوی سرمو می دیدم و تند تند قیچیشون میکردم اما الان دیدم ای دل غافل... پرررر از سفیدی شده موهام... خیلی غصه م گرفت دلم نمیخواد تو اوج جوونیم موهام سفید شه... منی که اصلا تو ارثمم نیست بابام فداش بشم تو 60 سالگی همش یکی دو دسته موهاش سفید شده ولی من ...
پدربزرگ امام زمان رسید از راه... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 19:01
آقا جانم... امام هادی جانم... خودتون میدونید چه غوغایی تو دلمه... فقط با عکسام کنار گنبد شما آرومم... آرامش دل تنگ منید آقا جانم
یه کم غر بزنم؟ - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 10:54
اومده بودم یه کم غر بزنم پس از سالها... اما دلم نیومد... امروز روز جوانه روز ولادت حضرت علی اکبر امام حسین... جونم فداش بشه ان شاءالله جوونیم به فداش...فقط دلم میخواد خدا به جوونی هامون برکت بده، جوونی هامون زیر بیرق سبز ظهور سپری بشه که فردای قیامت بتونیم سرمونو بالا نگه داریمروزتون مبارک مولای جوا...
قلم - تاریخ: 1398/2/16 ساعت: 10:54
دوروز خیلی شلوغ و پر هیاهویی رو پشت سر گذاشتمحس خیلی عجیب غریبی دارم. پرم از حرف اما ترجیح میدم سکوت کنمبه این خونه خوش آمدی جاری جدید!
صل الله علیک یا فاطمه... - تاریخ: 1398/1/25 ساعت: 12:27
خانم شما برای زمین حکم سروری دارید...رزق فاطمیه ی امسالم رو عطا کنید خانم جان که سخت محتاجم
هادی دل ها - تاریخ: 1398/1/25 ساعت: 12:27
پدربزرگ مهربان امام زمان جانم... همیشه حس عجیب و غریبی به شما داشته ام مولا، امشب که شب شهادت مظلومانه شماست، قلبم سخت فشرده میشود از بی مهری های این زمانه... کاش میشد ولد صالحتان بیاید و زمین را غرق
بهونه قشنگ من برای زندگی... - تاریخ: 1398/1/25 ساعت: 12:27
ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانهدیوانه ی مهربانی تؤام….میلادت خجسته باد
خوش آمدی پسر شاه نجف - تاریخ: 1398/1/25 ساعت: 12:27
جانم به فدایت آقا جانم... رو سیاهم چه کنم...سالهای پیش همچین روزی همش می گفتم نیومدم... کربلاتو ندیدم... بذار بیام زائر بشم... آدم میشم بخدااما امسال چی بگم که اومدم کربلاتو دیدم... توبه کردم... اما باز توبه شکستم... ای اه ای فغان از روی سیاهم از بار پر گناهمدل شکسته می خری آقا؟
حس خوب 24 سالگی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:54
باورم نمیشه سالهای عمرم همینجوری کنارت داره میگذره... خدایا شکرت... ان شاءالله که تو 24 سالگی ظهور آقا رو ببینم سلام 24 سالگی قشنگم
حضرت مادر - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 3:54
مدینه سنده بیر گوهر یاتیپدی... رسول الله گولی پر پر یاتیپدی... یا فاطمه زهرا دستم را بگیرید بانوی دو عالم... بانوی پهلو شکسته... انا خادمه الزهرای اطهر
کم کم - تاریخ: 1397/10/6 ساعت: 5:50
امام زمان جانم، ممنونم که کمکم کردید آقا... حدودا بیشتر از 2ونیم کیلو نزدیک به 3 کیلو تو یه ماه کم کردم امروز رفتم باشگاه هم ثبتنام کردم که روند کاهش وزن سریعتر پیش بره اما بخاطر پام باید خیلی محتاط باشم که فشار نیاد پیش بینی خودم بیش از سه کیلو در ماه بود که تا عید به لطف خدا بتونم ده تا من کنم اما...
سیرو فی الارض - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 18:42
اعتراف میکنم با ورود به شهر غافلگیر شدم! اصلا انتظار همچین شهر بزرگ و تمیزی نداشتم شورابیل بهترین لحظه هامونو رقم زد و ما الان داریم میترکونییییم شب عید هم که هست دیگه نور علی نور +در شادی ائمه شاد باشیم +توقعم از شهر خودم رفت بالا! +همسری قول داده فردا همه جارو بگردیم الخصوص جنگل فندقلو +خیلی هیجان...
صبحونه ی شاهونه - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 18:42
چه وضعشه؟ بربری هاتون چرا انقدر لاغره؟ الان من باور کنم رضازاده با همین بربری ها رضازاده شده؟ صبحانه شاهانه همینقدر دلبرانه در دل طبیعت بی نظیر اردبیل، خدا جونم شکرت بخاطر نعمات بی دریقت، تو بهتر